شمس سراج عفيف
342
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
آري زهى خوشي و خرمي كه عمال « 2 » آندور داشتند - اميد ميدارم چون سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله با اهل عمال درگاه اينچنين معامله ورزيده طرف « 3 » گناه صغائر و كبائر ايشان نديده حضرت الله تبارك و تعالى كريم و رحيمست بقدرت اعلى در وقت سوال و جواب عمل مملكت و كردارهاي امور سلطنت او را بكرم بخشيده باشد - زيراچه چنانچه زمرهء تاجداران و فرقهء شهرياران در دار دنيا سر قوم خلائق آمدند همچنان بحكمت حضرت سبحان با پادشاه حساب كرد آخرت بسيار و بيشمار ست - چون حضرت مهتر يوسف عليه السلام ازين جهان بدان جهان پيوست و از سراي فاني در گلذار جاوداني « 4 » رفت ( و البته مدفن اكثر انبيا صلوات الله عليهم اجمعين درون بيت المقدس است ) چون جنازه مهتر يوسف عليه السلام در بيت المقدس بردند خواستند درون ببرند و دفن كنند از درون بيت المقدس آواز برآمد - كه يوسف عليه السلام را بيرون بيت المقدس در خاك سپارند « 5 » - كه او پادشاه مصر بود - اگرچه با خلائق انواع عدل نمود - با او « 6 » محاسبه بسيارست - همچنان كردند كه مهتر يوسف عليه السلام را بيرون بيت المقدس داشتند - بيشتر انبياي اهل صفا درون بيت المقدس آسودهاند - مگر حضرت مهتر يوسف عليه السلام را پيش در بيت المقدس داشته - معلوم است
--> ( 2 ن ) عمدار * ( 3 ن ) طرف گناه صغار و كبار بر ايشان نديد * ( 4 ن ) باقي * ( 5 ن ) سازند * ( 6 ن ) اما *